X
تبلیغات
عشق علیه السلام
عشق علیه السلام
نوشته شده در تاریخ سه شنبه هجدهم تیر 1392 توسط محمدرضا حاجی مزدارانی |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

رسول خدا فرمود : هر مولودی بر فطرت ، یعنی معرفت به ( توحید ، اسلام ، نبوت و امامت ) متولد می شود و در روز قیامت می گویند ما از فطرت خود غفلت کردیم . روایت است علت اینکه حضرت آدم ، آدم نامیده شد (علل الشرایع ) این است که او از اَدیم زمین  (اَدیم یعنی ظاهر زمین . که در معانی الاخبار میگویند اَدیم زمین چهارم است ) خلق کردند و آب طینت آن حضرت عبارت است از آب شیرین و گوارا ، آب شور ، آب تلخ ، آب بد بو .

١) آب شور در دو چشم قرار داده شد  ، که اگر اینطور نبود ( پیه ) آنها آب می شد

٢) آب تلخ در دو گوش برقرار شد ، که اگر آب گوشها تلخ نبود جانوران خزنده در آن داخل می شدند

٣) آب بدبو در بینی قرار داده شد تا انسان بوهای خوب رو دریابد و علت اینکه آب شیرین و خوشگوار در دهان انسان جاری شد آنست که طعم غذا و آب رو درک کند

همینکه خدای رئوف ، حضرت آدم رو خلق کرد و روح رو در بدن او دمید امر کرد ملائکه او را سجده کنند و این سجده در واقع برای خدا بود و نسبت به حضرت آدم اطاعتی بود ؛ اینجا بود که ابلیس به جهت طغیان و حسودی از سجده کردن امتناع کرد و گفت من از آتش و آدم را از خاک خلق کردی ؟! ابلیس یعنی در این قیاس نیز اشتباه کرده بود و خطا رفت زیرا آن گل که خدا آدم را از آن خلق کرد از آتش نورانی تر بود ،چون آتش از درخت و درخت از گل بوجود می آید . آنگاه ابلیس گفت : مرا ازسجده  معذور بدار لذا خدا او را ملعون و مغضوب کرد ، ابلیس گفت خدایا پس مرا تا روز معلوم مهلت بده ، خطاب رسید تو تا روز معلوم مهلت خواهی داشت .امام صادق (ع) فرمود ابلیس گفت :خدایا به عزتت که غیر بندگان مخلص تو کلیهء بندگان را اغوا خواهم کرد . البته روایت است ابلیس تسلط ندارد که مؤمنین را از ولایت امیرالمؤمنین خارج و در ولایت جبت و طاغوت داخل کند ، و امّا این ماه روایت است از رسول الله که دیدم عده ای رو غل و زنجیر کرده اند و با غضب به سمت آتش می برند فرمودند اینها چه کسانی هستند که با این ذلت و خواری می برید عرض کردند اینها کسانی هستند که با ماه رمضان دشمنی کردند، حالا که در این ماه عزیز خداوند وعدهء بخشش و فرصت توبه و بندگی به ما داده این ماه خدائی رو غنیمت بشمریم ، با خدا آشتی کنیم و بر سفرهء کرامت و مهربانی اش مهمان شویم که اوست اکرم الاکرمین .

در آخر سخنم ،( موقع افطارتون با سلام آقائی رو یاد کنید که بی ردا، تشنه و گرسنه به روی خاک گرم ، داخل گودی سر از بدنش جدا کردن ) التماس دعا

 



نوشته شده در تاریخ شنبه پانزدهم تیر 1392 توسط محمدرضا حاجی مزدارانی |
شب گذشته 14 تیرماه سومین اجتماع بزرگ مدافعان حرم با حضور جمع کثیری از علاقمندان و عشاق اهل بیت عصمت و طهارت(ع) در هیئت الرضا(ع) حسینیه امام موسی بن جعفر با قرائت قرآن حامد شاکرنژاد و  سخنرانی علیرضا پناهیان و مدیحه سرایی حاج عبدالرضا هلالی و حاج روح الله بهمنی و کربلایی جواد مقدم برگزار شد.

در ابتدای این مراسم بیاینیه این کنگره توسط حاج رضا هلالی قرائت شد که میتوانید متن آن را در ادامه مطلب قرائت کنید.

**** متن بیانیه در ادامه مطلب****




ادامه مطلب...
نوشته شده در تاریخ جمعه چهاردهم تیر 1392 توسط محمدرضا حاجی مزدارانی |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

زمینه های سعادت و شقاوت انسان به عبارت دیگر عاقبت به خیری و  عاقبت به شری هرکس به دست خود اوست ، هر انسان با درک فضایل اخلاقی خود و کمالات انسانی اش می تواند نجات پیدا کند و به وسیلهء همان اعمال زمینه های بدبختی خود را فراهم کند.( حضرت صادق ( ع ) درجواب سوأل شخصی که پرسید ملائکه بالاترند یا انسان فرمودند امیرالمؤمنین فرمود: خداوند در فرشتگان فقط عقل را نهاده نه خواهشهای نفسانی و در چهارپایان شهوت را قرار داد بدون عقل و در فرزندان آدم هر دو را نهاد . پس کسی که بر شهواتش غلبه کرد از فرشتگان بالاتر و هر که شهوتش بر او چیره شد از چهارپایان بدتر است .)

بلعم بن باعورا اسم اعظم پروردگار را می دانست و به همین سبب مستجاب الدعوة شده بود ، او نهایت زهد و تقوی بود؛ اما به دستور فرعون زمان خود عمل کرد و موسی را نفرین نمود ، او با این تصمیم تمام اعمال گذشته اش را بر باد داد و به تعبیر قرآن وقتی در مکان دعا قرار گرفت زبانش همچون زبان سگ از دهان بیرون افتاد و آخرت خود را به دنیا فروخت.

برصیصای عابد ٧٠ سال عبادت خدا رو کرد و مستجاب الدعوة شده بود، دختر جوان پادشاه مریض شد و بیماریش نا علاج ، او را آوردند و برصیصای عابد برایش دعا کرد و دختر شفاء گرفت ، نفس بر او چیره شد و با آن دختر عمل منافی عفت انجام  داد و او را به قتل رساند سپس زیر پای خود دفن نمود ، شیطان سر راه برادران دختر قرار  گرفت و ماجرا رابرای آنان بازگو کرد ،سر انجام عابد مشهور رو گرفتند و به دستور حاکم وقت به دار آویختند . شیطان ظاهر شد و از او خواست که اگر می خواهی نجاتت دهم به من سجده ای کن او گفت بالای دار که نمی شود سجده کرد شیطان گفت با چشم بستن و باز کردن سجده کن ، او چنین کرد و در حالی که کافر شده بود طناب دار را کشیدند و از دنیا رفت ...

در حادثهء کربلا از هنگام حرکت سیدالشهدا تا لحظه ء شهادت افرادی بودند که عاقبت به خیر شدند و نجات پیدا کردند حربن یزید ریاحی و دو برادر  به نام سعدبن حارث و ابوالحُتُوف بن حارث را می توان از عاقبت به خیران  کربلا شمرد...

آری اشتیاق به دنیا و دل بستگی به آن انسان را بیچاره می کند امام اولمان می فرماید از عشق به دنیا بپرهیز که برای تو بدبختی و گرفتاری می آورد و موجب می شود که آنچه را ماندنی است ( آخرت ) به آنچه رفتنی است ( دنیا ) بفروشی ، مردی از یاران  ابی عبدالله به نام یزیدبن حُصَین همدانی از مردان زاهد و وارسته از امام درخواست کرد تا با عمربن سعد در مورد آب مذاکره کند. عمر بن سعد در جواب یار امام گفت : ای مرد همدانی من در خود این گذشت را نمی بینم که بتوانم از حکومت ری چشم پوشی کنم. مرد همدانی گفت : تو آب فرات را که حیوانات این وادی می نوشند بر آنان مضایقه کرده ای ؟ آنان فرزندان رسول خدایند !!! عمر بن سعد سر به زیر انداخت و گفت : ای مرد همدانی من می دانم آزار این خاندان حرام است ؛ من در لحظات حساسی قرار دارم و نمی دانم چه کنم آیا حکومت ری را رها کنم ؟ یزید بن حصین همدانی بازگشت و عرض کرد به امام که او شما را  به خاطر رسیدن به حکومت ری می خواهد به قتل برساند ، آری آنها ماندنیها را فروختند و رفتنیها را خریدند و در این معامله سودی نبردند و لذت چند ساعته ای را به خفّت آخرت خریدند .

عمر سعد اول کسی بود که به خاطر حُب دنیا و ریاست تیر به سوی فرزند پیغمبر خدا و سپاهش انداخت . وَلا تَکونوا کالّذینَ نَسُواالله فَاَنساهُم اَنفُسَهُم اولئک هم الفاسقون .... و نباشید مانند کسانی که خدا را فراموش کردند و در نتیجه دچار خود فراموشی شدند اینان فاسقانند..... سورهء حشر آیهء ١٩ .

 

 

یا علی مدد



نوشته شده در تاریخ پنجشنبه سیزدهم تیر 1392 توسط محمدرضا حاجی مزدارانی |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

۱) گروهی از یاران خویش از صفین بر می گشت ، نزدیکی کوفه به قبرستانی رسیدند ، حضرت مولا رو به قبرها نمود و فرمود: (( ای ساکنان خانه های وحشت ، گودال های هولناک و قبرهای تاریک! ای ساکنان خاک ، غریبی ، تنهائی و بی کسی! همانا شما در مرگ سبقت گرفته اید و ما نیز به شما می پیوندیم !! اما به شما از حال دنیا  خبر دهم . بدانید که خانه هایتان که در آن ساکن بودید به دیگران رسید ُ زنهای شما به ازدواج دیگر در آمده و اموالتان نیز بین وارثان تقسیم گردید. خوب حال شما از حالتان به ما خبر بدهید!! حضرت رو به یاران بهت زده اش کرد و فرمود : اگر اجازه سخن به آنها داده می شد می شنیدید که می گفتند : بهترین توشه برایمان پرهیزگاری بود...))

امیرالمؤمنین علی ابن ابیطالب که به حقیقت امیر بیان است در کلامی فرمود: خانهء قبر همانا خانهء تنهائی ،وحشت و غریبی است . آگاه باشید که قبر یا باغی از باغهای بهشت است و یا دریچه ای به سوی دربهای جهنم خواهد بود.

۲) حارث همدانی از یاران و شیعیان مولا بود. روزی خدمت آقا رسید : خورشید در آسمان نظاره گر دیدار وی از مولایش بود. مولا از حارث پرسید : در این هوای گرم چه شده نزد ما آمده ای ؟! حارث پاسخ داد : عشق و محبت شما آقا. در منزل مشغول استراحت بودم ؛ محبت شما رو در دلم مرور می کردم ، دلم برایتان تنگ شد. امام دقایقی سکوت فرمود رو به حارث نمود و گفت : ای حارث همدانی به راستی اگر در ادعای خودت که محبت مرا در سینه داری در کمال صداقت باشی به یقین بدان در ۳ سه زمان و مکان مرا خواهی دید،

اول) هنگام مرگ زمانی که جان به حنجره ات برسد.

دوم) هنگام عبور از پل صراط.

سوم) هنگام حضور در کنار حوض کوثر در کنارم خواهی بود .

شهادت مونس قبرمان ، پناه قیامتمان،امیر محشرمان،حیدر کرار را پیشاپیش به همه رهروانش تلسیت عرض می نمایم .

 



نوشته شده در تاریخ سه شنبه یازدهم تیر 1392 توسط محمدرضا حاجی مزدارانی |

وعده ما

سومین تجمع مدافان حرم.....



نوشته شده در تاریخ سه شنبه یازدهم تیر 1392 توسط محمدرضا حاجی مزدارانی |

       بسم الله الرحمن الرحیم
 
هر کس ز جام حضرت مهدی خمار نیست
                               او را ز عشق و بی خبری اختبار نیست
من اعتکاف بر در حُسن تو بسته ام
                              بی تو مرا به مسجد و میخانه کار نیست
صحبت زماه پیش رخ تو زابلهیت
                              خورشید از جمال تو یک در هزار نیست
کِلکِ ازل که زد همه نقش و نگارها
                              در این میانه چون تو یکی شاهکار نیست
در دل هوای روی تو رفتم به میکده
                              دیدم شکسته جام و یکی هوشیار نیست
شاها قسم به سرّ وصال و فراق تو
                             چون مادرت کسی به تو در انتظار نیست
گفتم به باغبان فلک پس بهار کو
                              کی میرود سپاه خزان ، آشکار نیست
گفتا شبی به دوش علی نوبهار رفت
                              از بعد فاطمه دگر عالم ، بهار نیست
گفتم چه شد که فاطمه را پشت در زدند
                              آنجا مگر به دست علی ذوالفقار نیست
گفتا که دست حیدر کرّار بسته بود
                              ماذون پی دفاع ، شه والاتبار نیست
گفتم گناه محسن ناخورده شیر چیست
                              گفتا فدائی پدر است و شعار نیست
گفتم خدایرا غم مسمار هم بگو
                              گفتا در آن میانه مگر سوز نار نیست
آتش رسید بر در و مسمار داغ شد
                              با سینه اش چه کرد ، غمش را شمار نیست
سیصد نفر مهاجم و زهرا به پشت در
                              ضرب لگد زکینه زدن افتخار نیست
گفت حدیث کوچه و سیلی کُشدمرا
                              گفتا که کوچه تنگُ محلِ فرار نیست
راه عبور و پنجه ء گرگ و خزان گل
                              گل روی خاک پرپر و ایمن زخار نیست  




نوشته شده در تاریخ سه شنبه یازدهم تیر 1392 توسط محمدرضا حاجی مزدارانی |

       بسم الله الرحمن الرحیم
 
هر کس ز جام حضرت مهدی خمار نیست
                               او را ز عشق و بی خبری اختبار نیست
من اعتکاف بر در حُسن تو بسته ام
                              بی تو مرا به مسجد و میخانه کار نیست
صحبت زماه پیش رخ تو زابلهیت
                              خورشید از جمال تو یک در هزار نیست
کِلکِ ازل که زد همه نقش و نگارها
                              در این میانه چون تو یکی شاهکار نیست
در دل هوای روی تو رفتم به میکده
                              دیدم شکسته جام و یکی هوشیار نیست
شاها قسم به سرّ وصال و فراق تو
                             چون مادرت کسی به تو در انتظار نیست
گفتم به باغبان فلک پس بهار کو
                              کی میرود سپاه خزان ، آشکار نیست
گفتا شبی به دوش علی نوبهار رفت
                              از بعد فاطمه دگر عالم ، بهار نیست
گفتم چه شد که فاطمه را پشت در زدند
                              آنجا مگر به دست علی ذوالفقار نیست
گفتا که دست حیدر کرّار بسته بود
                              ماذون پی دفاع ، شه والاتبار نیست
گفتم گناه محسن ناخورده شیر چیست
                              گفتا فدائی پدر است و شعار نیست
گفتم خدایرا غم مسمار هم بگو
                              گفتا در آن میانه مگر سوز نار نیست
آتش رسید بر در و مسمار داغ شد
                              با سینه اش چه کرد ، غمش را شمار نیست
سیصد نفر مهاجم و زهرا به پشت در
                              ضرب لگد زکینه زدن افتخار نیست
گفت حدیث کوچه و سیلی کُشدمرا
                              گفتا که کوچه تنگُ محلِ فرار نیست
راه عبور و پنجه ء گرگ و خزان گل
                              گل روی خاک پرپر و ایمن زخار نیست  




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه یازدهم بهمن 1391 توسط محمدرضا حاجی مزدارانی |

 

حاج روح الله بهمنی- بنده حقیر- حاج رضا هلالی-آقای حدادعادل

این عکس با دوربین موبایل گرفته شده... به خاطر کیفیت ضعیف عذرخواهی میکنم.



نوشته شده در تاریخ دوشنبه نهم بهمن 1391 توسط محمدرضا حاجی مزدارانی |

به نام خدا

فرارسیدن هفدهم ربیع الاول و ولادت با سعادت رحمت للعالمین و رسول امین حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله وسلم) و رییس مکتب پربرکت تشیع حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) را ابتدا به قطب عالم امکان امام مهدی صاحب الزمان(عج) و سپس به شما دوستان عزیز تبریک عرض میکنم.

التماس دعا



نوشته شده در تاریخ دوشنبه سوم مهر 1391 توسط محمدرضا حاجی مزدارانی |

 

ولادت با سعادت حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) را خدمت همه شما عزیزان تبریک عرض میکنم.



مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.
center>